تا حالا به آسمون فکر کردی؟ همون آبی گنده و بی انتهای بالای سرت . تا حالا دقت کردی که چقدر قشنگه؟ تا حالا فکر کردی که اصلاً چرا آبیه؟ به احساس آرامشی که از تماشای اون بهت دست می ده فکر کردی؟ و هنگام غروب که توی خوناب غرق میشه و پایان یه روز دیگه رو خبر می ده... و شب که سیاه و تاریک می شه . شاید بعضی ها فکر می کنن تاریکی یعنی پنهان شدن حقیقت! ولی به نظر من این طور نیست...لااقل در مورد آسمون این طور نیست. وقتی آسمون تاریک می شه حقایق پیدا می شن . حقایقی که در طول روز از چشم ما پنهون بودن ! منظورم همون نقطه های نورانی کوچولوی نقره ایه... ستاره ها...
    به نظر من شب همراه با اومدن تاریکی و پیدا شدن ستاره ها یه فرصت خوبه. یه فرصت که به آسمون نگاه کنیم و یه کم فکر کنیم... به وسعت اون... به اون نقطه های کوچولو. تصور این که همون نقطه های ریزه میزه هم اندازه ی زمین خودمون یا حتی چندین برابر اونن... و به خودمون ! به خودمون که چقدر در برابر دنیای به این غظمت کوچیکیم ولی چقدر همه خودمون رو تحویل می گیریم و فکر می کنیم فقط خودمون مهم هستیم ! 
   شاید خدا شب رو تاریک آفریده تا هر کس توی خلوت خودش به آسمون نگاه کنه و فکر کنه... و اگه چشماش از اشک تر شد -جز ستاره ها- کسی نبینه... 

/ 1 نظر / 3 بازدید
ali

salam be shoma omidvaram ke dar kareton moafagh bashid man az neveshtehaye shoma besyar estefade kardam va kamelan mofid dida. omidvaram karetono edame bedid va mofagh ham bashid be omid ejraye neveshteha.