بالاخره زنده یا مرده ؟!

   تصمیم داشتم این مطلبو چند روز دیگه بنویسم اما این طور شنیده شده (و احتمالا دیده شده) که بالاخره آب داره میاد !! (ما که هنوز ندیدیم!) البته اگه اجازه بدن به شهر برسه و دوباره هوس نکنن ببندند !

  در چند (چندین!) ماه گذشته شهر ما چهره ای رو تجربه کرد که از نُه سال پیش که با این چهره ش مردمو شوک زده کرده بود تا به حال بارها به این شکل در اومده بود ، اما در سیکل های زمانی گوناگونی و به طور شدید یا خفیف !
  این بار که هم زمان شد با ... (وای ولش کن خسته شدم!!)
   خلاصه دیگه کم کم داشت یادمون می رفت که این نوار خشک که شهر رو به دو قسمت تقسیم کرده ، یه روزی یکی از ارکان اصلی شهر بوده و اصلا شکل گیری شهر در این منطقه به خاطر وجود رودخونه ای بود ... رودی همیشه زنده ...
   دیگه محو غروبهاش که نمی شدیم هیچ ، سعی می کردیم نگاهمونو ازش بدزدیم . بیشتر از همه دلم برای مرغای دریایی می سوخت که زمستون به چه امید و آرزویی کوچ کرده بودن به این جا و با چه منظره ای رو برو می شدن !
  همه از دیدن زنده رود خشکشون متاثر می شدن و تاسف می خوردن ... با خشکی رودخونه ساختونای بی قواره ی بلندی که به طمع داشتن یه دید و منظر عالی رو به رودخونه ، در حاشیه ساخته شده بودن ، زشتی شون بیشتر از همیشه توی چشم می زد ...

  اما خب ؛ تو هر شرایط بدی ، نکات مثبتی هم هست !
خشک شدن رودخونه مزایایی هم داشت که البته از چشم ما دور نموند !
مثلا :
  دیگه خانواده ها می تونستن از پارک حاشیه رودخونه استفاده کنن در حالی بچه های دلبندشون توی رودخونه می دوند بدون این که خطری مبنی بر غرق شدن تهدیدشون نکنه ! توی چند ماه گذشته هیچ کس توی رودخونه غرق نشد و چشمون به هیچ غریق نجات (نجات غریق؟!) نیفتاد ! کم حُسنی نیست !
  بعضی از تابلو ها هم بلااستفاده شدند !

                                                    

  خشکی رودخونه باعث ایجاد مناظر بی بدیلی شد !!
اصلا با خشک شدن رودخونه ما به جای داشتن یه رودخونه صاحب مناظر متنوع و بیشتری شدیم . مثلا هم کویر داشتیم ، هم مرداب ، هم بیشه ، هم باتلاق !

  خشکی رودخونه باعث کمک به آثار باستانی شد . چطوری؟! خب خیلی از شهروندان محترم به جای عبور از روی پل های تاریخی خواجو و سی و سه پل ، از پایین پل ها رد می شدند! و این یعنی استهلاک کمتر این بناهای ارزشمند !

   خشکی رودخونه باعث صرفه جویی در وقت شهروندان محترم شد . چطوری ؟ خب مردم به جای اینکه مجبور شن چند صد متر تا رسیدن به پل بعدی طی کنند ، به طور میانبر از هر جای رودخونه که می خواستن به سمت دیگه می رفتن ! (البته این مزیت فقط شامل حال عابران پیاده و دوچرخه سواران و موتورسواران محترم بود).

   خشکی رودخونه باعث افزایش دوستی ها شد !
فکر می کنین اگه الان این جا یه رودخونه ی درندشت پرآب بود این پرنده ها می تونسن به این مهربونی دور هم جمع بشن؟! نه ! چه بسا خیلی هاشون اینطوری جفت مناسبشونو پیدا کنن !

   خشکی رودخونه (البته تا قبل از خشکی کامل ) باعث رونق بازار تفریح سالم و شغل مفید ماهیگیری شد . ماهیای بدبخت با گیر افتادن توی یه آب راکد ، چاره ای جز تن دادن به قلاب ماهیگرا نداشتن !

   من یه کاربری پیشنهادی هم برای این وضعیت داشتم . می شد داخل رودخونه زمین های فوتبال برپا کرد . فکر کنین چه حس منحصر به فردی توی آدم ایجاد می شه از بازی توی زمینی که مثلا یکی از دروازه هاش ، دهانه ی سی و سه پل باشه !!
اوقات فراقت کلی از جوونها هم به سالم ترین شکل سازماندهی می شه !

   فعلا که امروز خبر رسید آب داره میاد . حیف ! افسوس دوباره روز از نو ، روزی از نو !

 

                                               

/ 11 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رایان

انشالا آب هر چه سریعتر به رودخونه و محلش برسه و حیف بشه!! این حسنها مرتفع بشه و روح و روان آدمها رو جلا بده دلیلش سد هست؟ یا میگن آبشو میفروشن به کویت !!!‌ [نیشخند]

رایان

امیدوارم به بلایی که بر سر گوری گل تبریز اومد مبتلا نشه. این رود به کل خشک شده و در مسیرش اتوبان درست کردن!! [ناراحت]

رویا

همه این چیزایی که گفتی درسته ولی اگه آب برگرده بهتره آسمونی.. همه اون چیزایی که گفتی می شه یه جورع دیگه بهشون رسید ولی بی آبی رو نمی شه جبران کرد..

مینا(بهار نیلی)

جاي بسي تاسف آسموني عزيزم.زاينده رود هم با ما قهر كرده.راستي منم چند سال از دوران بچگي مو تو اصفهان زندگي كردم.

حامی

من یه شوال دارم . این نگرانی که شما و امثال شما و ساکن های نه تنها اصفهان بلکه مردم ایران برای تک تک جاهای این آب و خاک دارن کسایی که در تصدی امور هستند هم دارند ؟ اگر آره که اصولا برای این تو جایگاهشون هستند ژس چرا باید این جوری بشه ؟.. عکس ها فوق العاده بود . ااز اون تابلوی شنا. تا اون ژرنده های بد بخت . یادش بخیر وقتی آب داشت .ما که اومده بودیم اصفهان هر چی پول می گرفتم می دادم قایق پایی.

نرگس خانومی!

با این اوضاع اگه فردا بگن که مزار حافظ و تخت جمشید را له کردیم تا مترو بزنیم، من یکی که تعجب نمی کنم! جناب برای تغییر آمده اند!!!!

حمید

سلام...چه عکسایی!...آدم باورش نمیشه!...اصفهان بی زاینده رود مثل شمال میمونه بی دریاش...مثل جنوب میمونه بی خلیجش...مثل مشهد میمونه بی مهمون غریبش.. "قاصد روزان ابري ، داروگ!...كي مي رسد باران؟"...

شازده خانوم

من فوتبال بازی کردن بچه ها تو زاینده رود رو هم دیدم. زمین فوتبال هم بوده تا حالا. [چشمک] چقدر این رودخونه دوست داشتنیه. یاد گاو خونی می افتم ازش. یاد اون بابائه که دوست داشت صبح ها بره رودخونه ورزش کنه و عصر ها بره چارباغ و گردش کنه... امیدوارم زنده و پر آب بشه دوباره به زودی دوست جونم. غصه نخوریا![ماچ]

نگار

پس یعنی دیگه شعر "به اصفهان رو" مصداق نداره ؟! [متفکر]

azamusic

عکسهای بهتر هم می تونستی بندازی! از خشکی حاشیه رودخانه.