آنان که محیط فضل و آداب شدند !!!

   دیروز خاتمی عزیز در میدان نقش جهان حضور پیدا کرد . هر چی از جمعیت حاضر و شور و حال مردم بگم کم گفتم ! حس خوبی داشت ... همه با عشق و فقط عشق اومده بودن ... همه مهربون بودن ، شاد بودن و یکدل ...
بماند که موقع سخنرانی خاتمی عزیز عده ای به حربه ای که یک بار هم موقع سخنرانی آقای موسوی انجام داده بودن (قطع بلندگو ها!!) دست زدند ... بلندگو های چند صدایی که در هر لحظه صدای قسمتی قطع و وصل می شد  ...
اما این ها مهم نبود ... مهم "حضور" بود و حمایت ...
و ...
   در حین این سخنرانی طرفداران آقای ... در محلی نزدیک میدان تجمع کرده بودن و نتیجه این که ...
   وقتی سخنرانی تمام شد ، موقع برگشت من و همسرم به این گروه برخوردیم ...
قبل از رسیدن به این گروه عده ای هشدار دادن که اگه دوست دارین سالم رد شین ، شیشه هاتونو بکشین بالا ! جلوتر رفتیم و ... بله ... جمعیتی دیدیم که ... نمی دونم با چه واژه ای می شه توصیفشون کرد که در شاُنشون باشه !
  هنوز صدای ضربه های وحشیانه ای که به ماشینمون می زدن می شنوم ! اونم به ماشین کی ؟ من و همسرم که همیشه جزو ساده ترین و بامتانت ترین جوونای هم نسلمون بوده و هستیم . ما که همیشه (اونم به خاطر رفتار خودمون) مورد احترام بودیم (و هستیم) حالا یه عده آدم (نه ، موجود ! ) حقیر احاطه مون کرده بودن و هر بی احترامی که فکرشو بکنین انجام می دادن ! آره ، "حقیر" بهترین واژه ایه که می تونم براشون به کار ببرم !
  خانم هایی که مثلا حجاب حضرت زهرا(س) رو به سر داشتن و زشت ترین حرکات رو انجام می دادن و وقیحانه ترین فریادها رو می زدند و فحش! می دادن و آقایونی که مثلا ادعای مومنی داشتن و ماشینی که خانم محترمی (واقعا محترم) رانندش بود ، به جرم این که شال سبز رنگ به سر داشت ، دوره کرده بودن و زشت ترین حرکاتو انجام می دادن و با تمسخر (این کجای اسلامه؟) پوستر زیر برف پاکنش می ذاشتن و هر چه اون پیاده می شد و پوسترها رو برمی داشت ، دوباره تکرار می کردند و وقیحانه می خندیدند !
  من این ها رو دیدم . شاید اگر می شنیدم باور نمی کردم !
دست های کثیفی که وحشیانه روی شیشه ی ماشین کشیده می شد تا تیک کوچک سبزی که چند روز پیش جوونی روی ماشینمون کشیده بود پاک کنند و ...
  خانمی (حیف نام خانم که تو باشی!) که مقنعه ی آبی داشتی و چادر مشکی ! می دونم که هیچ وقت اینا رو نمی خونی ، چون بعید می دونم حتی توانایی on و off کردن کامپیوترو داشته باشی! تصویر زشتت و اون مشت کثیفت که به شیشه ی ماشینمون کوبیدی تا ابد توی ذهنم می مونه و بدون که نمی بخشمت ! امثال تو فقط برای خراب کردن دین ما به وجود اومدن !
  حیف اسلام ! حیف پرچم ایران !

  آقای موسوی ! شما از کرامت انسانی حرف می زنید اما هنوز خیلی ها بویی از انسانیت نبردن ! چه برسه به درک مفهوم کرامت انسانی !
تا به حال این همه آدم حقیر یک جا ندیده بودم !

_________________________________________________________________

  پی نوشت : من یه دختر مسلمان ایرانی ، با اعتقاد به حجاب ، نماز ، قرآن و قوانین اسلام هستم . اصول دین رو بلدم (قابل توجه اون آقای حقیری که روی شیشه ی جلوی ماشین مقوای بزرگی گذاشت که نوشته بود : اصول دین را نام ببرید ! ) و به جرات می گم از خیلی از کسایی  که ادعای مومنی دارن به خدا نزدیک ترم !

 

/ 5 نظر / 10 بازدید
آخرین حماسه!

کلیپ فرار احمدی نژاد از دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف که با شعار "دروغگو! دروغگو!" دنبالش می کنند مخصوص موبایل. از آدرس زیر دانلود کنید http://www.4shared.com/file/111147373/de468b81/Badraghe.html امشب باید همه ملت ایران این کلیپ را ببینند برای هر کس که می توانید بفرستید اندکی صبر سحر نزدیک است

مینا(بهار نیلی)

منم دیروز توی محاصره ی وحشی هایی که ادعای تبلیغات داشتن گیر افتاده بودم.وحشتناک بود.

رایان

آخی. دیگه! ببینیم فردا چی رقم میخوره. تا وقتی مخالفا از طرف رهبران مملکت دشمنان اسلام و کشور تلقی بشه از یان بهتر نمیشه انتظار داشت. این مسایل ریشه ها ی عمیقی تو فرهنگ ما داره.

شازده خانوم

واقعا متاسفم! همین. [ناراحت] به امید روز های بهتر...[گل]

مینا

سلام امیدوارم حق به حق دار برسه رای ما رو دزدیدن این وحشتناکه