عدالت!


            به من گفتی :
                      " عادل باش "
               و من در اندیشه ام ،  درجستجوی معنای
واژه ی ((عدالت)) در ذهن تو بودم...
            گفتی:
                         " نیمی از قلب تو برای من... ونیمی دیگر برای تو..."
           و من ...  
چه ساده لوحانه
        ترا باور کردم ...  واندیشیدم تو هم در جستجوی عدالت هستی !
   اما...
      چه غریبانه بود
              لحظه ای که دیدم دیگر قلبی ندارم !
     ... چون تو این ساده اندیشی را غنیمت شمردی
                                             وتمام قلب مرا به یغما بردی ...
   ومن ...

        اکنون ...  بدون قلبی تپنده در سینه...
           تهی از عشقی سرشار
              به دنبال قلب گمشده ام می گردم...

   شاید که ترا بیابم ...

              با قلبم ...
          که ازگرمی دستان بی مهر تو
                                              منجمد شده....


 

/ 11 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
azimi

سلام بابايی...عيدت مبارک....سال نو مبارک...اميدوارم که در سال جديد هميشه دلت شاد ولبت خندان باد.....بابايی تو بيا تو سايت اصلی ساحل ارامش تا اونجا يکدنيا عشق را ببينی..اونجا که امروز امدی وبلاک ساحل ارامش هست حالا ادرس زير را نگاه کن وبيا اينجا.......منتظرتم..درضمن من لينک تورا هم تو سايت اصلی گذاشتم................باباعظيمی

bahar

baba damet garm ke khoob minevisi hasbe hale mara

ali

سلام .عيدت مبارک .برای من چيزی نيومده .خوش باشی.

azimi

سلام...از اين که سايت ساحل ارامش را با نوشته های قشنگت منور مينمايی تشکر ميکنم...لحظه ها می گذرند. ان قدر چشم به راهم که هنوز... با صدای وزش باد سخن ميگويم.. ومدام شکوه ها را.. به تن تيره شبهای سکوت..من فراموش شده .. در بدر فاصله ها..عابر جاده تنهايی خود..سمت تنديس تو.. اينه و نور..........دست خالی مراهم به دو دستت بسپار................باباعظيمی

azimi

از دوست بيادگار دردی دارم..کان درد به صد هزار درمان ندهم..چندی زغم او شب و روزم تار است..فکرو نظرش به ماه تابان ندهم..عشاق اگر خانه زجا بر بکنند..جز او به کسی قرار و پيمان ندهم..گر دوست به پيش خود بخواندم چندی..سهل است اگر به پای او جان ندهم..ای دوست اگر سوز زعشقم داری..بازا که اميد دل به زندان ندهم..گر دوستی و عشق و فريبا طلبی..بازا که به کس راز گلستان ندهم.....زيبا ترين گلها تقديم تو دوست عزيز که با نوشته های قشنگت زينت بخش ساحل ارامش ما هستی.............باباعظيمی

..

..

azimi

سلام...از شما و دوستان خوب شما دعوت ميشود تا در جشن سالگرد وبلاک ساحل ارامش که درسايت ساحل ارامش در حال اجرا ميباشد شرکت کنيد...ضمنا لينک وبلاگ قشنگ شما زينت بخش سايت ساحل ارامش گرديد...با شما بودن اوج شادمانی ما خواهد بود..به ادرس سايت در زير توجه کنيد...........باباعظيمی

a3moon

سلام . کاشکي دنيا پر بود از بوي ياس و شب که مي شد ، سکوت بود ، کاشکي سپيده که مي زد براي بلند شدن از خواب اين همه زجر نمي کشيديم و دنيا پر از سلام و پر از لبخند بود. کاشکي همه ي دنيا از صداي قهقهه پر بود. کاشکي دنيا پر بود از صلح و همه دست همديگر رو مي گرفتيم کاشکي قفل نبود فقط قلب بود . کاشکي رو قلب هيچ کسي قفل نبود و اون وقت دنيا همش پر از مه و شبنم بود همش آفتاب و ماه بود . کاشکي مي شد ساعت ها و ساعتها با رؤياهامون واقعيتا رو فراموش مي کرديم و ساعت نبود تا گذر زمانو احساس کنيم. کاشکي مي شد حرفايي رو که تو دلمون هست خيلي راحت به زبون بياريم. کاشکي هر اون چي رو که من مي خواستم بگم ، بدون اونکه به زبون بيارم تو مي دونستي و کاشکي با هر خاطره اي که از پيشوني تو ميگذشت من مي تونستم لبخند بزنم . کاشکي دنيا اين همه بزرگ نبود و يا اينکه ما اين همه کوچيک نبوديم و دنيا پر از آدماي خوب بود و آدماي بدي وجود نداشتن . کاشکي هر کس مي تونست اونجوري که دوست داره ! زندگي کني و آدما مي دونستن که با هم هيچ فرقي ندارن و اين خودشون هستن که اين تفاوت ها رو به وجود ميارن . و اي کاش ...!!!!!!

ليدا

عدالت ! چيزی که من از پيدا کردنش مدتهاست نا اميد شدم