ا... اکبر

    اللّه اکبر
می شنوم . بغض می کنم . باد می آید . اشک در چشمم یخ می زند ...
     اللّه اکبر
زمزمه می کنم . دلم را به تو می سپارم . میان اللّه اکبر هایی که از گوشه گوشه ی شهر شنیده می شود ، خودم را گم می کنم ...
     اللّه اکبر
سردم می شود . آسمان را نگاه می کنم . سرخ است . ستاره ای نمی بینم ...
     اللّه اکبر
فریاد می زنم . از ته دل . تو را می خوانم . تو را صدا می زنم ...
     اللّه اکبر
خدا بزرگ تر از آن است که وصف شود ... قلبم می لرزد ...
     اللّه اکبر

_________________________________________________________

  نیازی به گاز اشک آور نیست ! چشمان ما مدت هاست می سوزد . نفس ما مدت هاست سنگین است ...
  کاش قلب همه می لرزید ...

/ 11 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حامی

ساده و قشنگ بود. و به دل نشست .

مریم

دل ما که لرزید...آنها هم پایه هایشان لرزیده که اینطور خون راه انداخته اند!

رویا

به چه جرمی چه گناهی تو منو سوزوندی؟

سوفی

سلام عزیزم نمی دونستم " مسیر زندگی " اخوی شماس ! برام جالب بود . چون گهگاه تو وب برام کامنت می ذارن . ایشالا همیشه موفق باشی گلم همیشه سبز باشی مهربون

رایان

[ناراحت]

نگار

و همچنان دلخوشیم به طنین ا... اکبر

حامد

آره واقعن ...کاش قلب همه می لرزید...

امیر

قلب ها می سوزند ، می لرزند اما ... چه سود ؟!